تبلیغات
گوشت کوب هنر ایران
یکشنبه 8 خرداد 1390

اصغر فرهادی

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    


Asghar Farhadi, Viennale 2009.jpg
اصغر فرهادی، ویناله ۲۰۰۹
ملیت Flag of Iran.svg ایران
زاده ۱۳۵۱
سده، اصفهان
همسر یا شریک زندگی پریسا بخت‌آور
فرزندان سارینا فرهادی
وب‌گاه رسمی asgharfarhadi.blogfa.com


یکشنبه 8 خرداد 1390

زندگینامه اصغر فرهادی

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

اصغر فرهادی (زادهٔ ۱۳۵۱ در سده-اصفهان) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی است. او تاکنون سه بار در سال‌های ۱۳۸۴، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹ برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شده‌است.[۱][۲] همچنین او خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین را به عنوان بهترین کارگردان را بزای فیلم دربارهٔ الی از آن خود کرده است. همان فیلم در هشتمین دوره جشنواره فیلم ترایبکا در سال ۲۰۰۹، موفق به دریافت جایزهٔ بهترین فیلم داستانی بخش بین‌المللی شد. فرهادی در حالی که فیلم‌برداری آخرین فیلمش در جریان بود در اقدامی بی‌سابقه پروانهٔ ساخت اثرش را از دست داد که انگیزهٔ آن زدن «حرف‌های ناجور» در جشن خانه سینما اعلام شد. فرهادی با آخرین ساخته خود جدایی نادر از سیمین موفق شده است تا خرس طلایی جشنواره برلین را ازآن خود کند. او اولین فیلمساز ایرانی است که توانسته است این جایزه را به خود اختصاص دهد.

زندگی‌نامه 

فرهادی پس از گذراندن دوره لیسانس در رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، مدرک فوق لیسانس خود در همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد. او فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۵ در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد[۳]. نخستین حضور حرفه‌ای او در سینما در فیلم ارتفاع پست ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در سال ۱۳۸۰ به عنوان فیلمنامه‌نویس بود.[۱]

حاشیه‌ها [ویرایش]

بیشتر منتقدین و اهالی سینما مهمترین ساختهٔ فرهادی را فیلم درباره الی می‌دانند. دربارهٔ الی پیش از آغاز بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر به دلیل بازی گلشیفته فراهانی در آن توسط مقامات وزارت ارشاد از جشنواره کنار گذاشته شد. سرانجام دستور حضور فیلم در جشنواره پس از رایزنی‌های نهادهای غیردولتی سینما و برخی داوران جشنواره و در پی درخواست مشاور امور هنری رئیس‌جمهور وقت به وزیر ارشاد صادر شد. پس از آن هم در حالی که فیلم از وزارت ارشاد پروانهٔ نمایش داشت و در برنامهٔ اکران نوروز قرار داشت، به دلایل نامعلومی از اکران آن جلوگیری شد که البته پس از گذشت نزدیک به چهارماه توقیف بی‌دلیل سرانجام اکران شد.

اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما و پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم دربارهٔ الی گفت: "ای کاش وضع مملکت طوری شود که گلشیفته (فراهانی) بتواند برگردد، امیدوارم که بهرام بیضایی برگردد، امیر نادری بتواند در ایران فیلم بسازد و امیدوارم که جعفر پناهی هم بتواند در ایران فیلم بسازد." به‌دنبال انتشار این سخنان، بی‌درنگ رسانه‌های خبری وابسته یا نزدیک به اصول‌گرایان و تندروها واکنش‌های تندی از خود نشان دادند. وب‌گاه جهان‌نیوز از لغو پروانه ساخت فیلم جدید اصغر فرهادی با عنوان جدایی نادر از سیمین به دلیل «اظهارات ساختارشکنانه»اش خبر داد، و وب‌گاه هنرنیوز متعلق به هیئت اسلامی هنرمندان نیز خبر داد که مجوز فیلم او با دستور مستقیم سیدعلیرضا سجاد‌پور، مدیرکل اداره کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفه‌ای وزارت ارشاد، لغو شده ‌است. خبرگزاری فارس در یادداشتی ادعا کرد که اصغر فرهادی در جشن خانه سینما «خواستار تغییر هر چه زودتر وضعیت مملکت شد» و روزنامه کیهان این کارگردان را «هتاک» خواند و اعلام کرد که اصغر فرهادی «در موضع‌گیری‌های اخیر خود با محافل جریان برانداز هم‌نوایی می‌کند». کیهان در رابطه با اصغر فرهادی اظهار داشت او «در تلاش است با ژست اپوزیسیون و بیان سخنان ساختارشکنانه حمایت جشنواره‌های غربی و رسانه‌های ضدایرانی را نیز جلب نماید». در نهایت در اوایل مهرماه سال ۱۳۸۹ درحالیکه فیلمبرداری جدایی نادر از سیمین به پیشرفت ۲۰ درصدی رسیده بود، جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت ارشاد در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا اعلام کرد اصغر فرهادی به دلیل حرف‌هایش که «حرف‌های جالبی نبودند» مجوز ساخت فیلم خود را از دست داده است و افزود که به آقای فرهادی یک هفته مهلت داده شده تا «حرف‌های‌شان را اصلاح کنند»، اما ایشان نظرات خود را پس نگرفته است.[۴] پس از توضیحات اصغر فرهادی در باره سخنانش در جشن سینما که اعلام کرده بود "داستان شکل دیگری به خود گرفته که من مایل و معتقد به آن نبوده‌ام." حمیدرضا دیبایی مدیر روابط عمومی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد که منعی برای ادامه‎ ‎تولید فیلم اصغرفرهادی وجود ندارد.[۵]

آثار 

کارگردان [ویرایش]

فیلمنامه‌نویس [ویرایش]

جوایز 

از طرف سایت گوشت کوب هنر ایران افتخارات بزرگ اصغر فرهادی را به گروه موفق وبه این کارگردان بزرگ ایران زمین تبریک میگوییم


یکشنبه 8 خرداد 1390

بیوگرافی آلفرد هیچکاک

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

Sm hichcock.jpg
تمبر یادبود آلفرد هیچکاک - انتشار در سال ۱۹۹۸ - آمریکا
زمینه فعالیت کارگردانی و بازیگری
ملیت انگلیسی
زاده ۱۳ اوت ۱۸۹۹
لیتون ستون, لندن
درگذشته ۲۹ آوریل۱۹۸۰ (۸۰ سال)
لوس آنجلس, کالیفرنیا
نام دیگر سر آلفرد جوزف هیچکاک
همسر یا شریک زندگی آلما رویل ۱۹۸۰ -۱۹۲۶
فرزندان پاتریشیا (زاده ۱۹۲۸)

           ویلیام هیچکاک
والدین   اما جین ویلان


هیچكاك بهترین فیلمساز تاریخ انگلیس شد
 «آلفرد هیچكاك» ـ كارگردان افسانه‌ای سینمای جهان ـ عنوان بهترین فیلم‌ساز تاریخ سینمای انگلستان را به ‌دست آورد.

به گزارش ایسنا، نشریه سینمایی سایت اند ساوند در گزارشی اقدام به معرفی بهترین كارگردانان تمام ادوار سینمای انگلیس كرد كه در رتبه اول نام «آلفرد هیچكاك»، كارگردان پرآوازه دیده می‌شود.

رتبه دوم این فهرست در اختیار «دیوید لین»، برنده‌ی جایزه اسكار و نخل طلا و خالق آثار بزرگی چون «دكتر ژیواگو»، «لورنس عربستان»، «برخورد كوتاه» و «پل رودخانه كوای» است.

در این فهرست پس از «ترنس دیوید»، نام «سام مندز» دیده می‌شود كه در سال ‌1999 با فیلم «زیبای آمریكایی» موفق به كسب جایزه اسكار بهترین كارگردانی شد و با آثاری چون «جاده‌ تباهی» و «جاده انقلابی» شناخته می‌شود.

«ریچارد آتن بورو»، «كریتوفر نولان» و «ریدلی اسكات» از دیگر كاركردانان سرشناسی هستند كه در فهرست بهترین كارگردانان تمام ادوار سینمای انگلیس قرار دارند.



یکشنبه 8 خرداد 1390

آلفرد هیچکاک

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

سر آلفرد جوزف هیچکاک (۱۸۹۹ - ۱۹۸۰) کارگردانی بریتانیایی بود که فعالیت عمده‌اش در ایالات متحده آمریکا بود. هیچکاک بیشتر در زمینه فیلم‌های معمایی و دلهره‌آور فعالیت داشت.

او که در آلمان تحت تاثیر سبک هیجان‌نمایی قرار گرفته بود، در بریتانیا کارگردانی را آغاز نمود و از سال ۱۹۳۹ در ایالات متحده آمریکا به فعالیت پرداخت.

هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از پنجاه فیلم شرکت داشت (از فیلم‌های صامت تا فیلم‌های تکنی‌کالر) تا به امروز به عنوان سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین کارگردان فیلم‌های سینمایی شناخته می‌شود. یکی از ویژگی‌های بارز فیلم‌های هیچکاک این است که خود او در همهٔ فیلم هایش در یک صحنه، حتی بسیار کوتاه به عنوان بازیگر حضور دارد.

آلفرد هیچکاک

از فیلم‌های معروف او می‌توان به سر گیجه، پنجره عقبی، شمال از شمال غربی، روانی، نتریوس، ربکا و پرندگان اشاره کرد.

او از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲ مجموعه سریالی تحت عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را کارگردانی کرد که در این فیلم‌ها او به عنوان راوی داستان در فیلم حاضر می‌شد.

نکته مهم در مورد وی این است که وی هیچگاه به جایزه اسکار دست نیافته است. در سال ۱۹۴۰ فیلم ربکا جایزه بهترین تولیدکنندگی را از آن سلزنیک کرد و تنها ۵ فیلم وی به نامهای قایق نجات، طلسم شده، پنجره عقبی، روانی و ربکا نامزد اسکار گردید.

هیچکاک درباره فیلم‌های ترسناکی که ساخته می‌گوید:



من به مانند یک فیلسوف به مردم همان چیزی را می‌دهم که می‌خواهند. آنها دوست دارند که ترس و وحشت را تجربه کنند خوب من هم همان را به آنها می‌دهم.


زندگی‌نامه 



وی پسر دوم از سه فرزند یک سبزی فروش به اسم ویلیام هیچکاک بود و خانواده‌اش به شدت کاتولیک بودند. سال ۱۹۱۵[نیازمند منبع] کارش را از یک استودیوی فیلمسازی در انگلستان، با سمت طراح تیتراژ فیلم شروع کرد. در کارنامه سینمایی ۵۳ ساله‌اش، ۶۴ فیلم صامت و ناطق را کارگردانی نمود. آلفرد در سال ۱۹۴۰ با فیلم ربکا وارد هالیوود شد و فعالیت خویش را با تولید کننده بزرگ هالیوود به نام دیوید سلزنیک شروع کرد و بعد از ساخت ۹ فیلم با وی در فیلم طناب کارگردانی مستقل را در آمریکا اغاز کرد.




او در ۱۹۵۶ تابعیت ایالات متحده آمریکا را پذیرفت.

فیلم‌شناسی [ویرایش]

کارگردانی [ویرایش]


یکشنبه 8 خرداد 1390

ادامه مطلب تاریخ فیلمسازی

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

تئوری فیلم

نوشتار اصلی: تئوری فیلم
کلاس‌ درس برخطی مربوط به موضوع این مقاله در کلاس‌های درس اینترنتی در بخش فلسفه موجود است.

تئوری فیلم در جستجوی بسط مفاهیم مختصر و سیستماتیک که بر مطالعه فیلم / سینما به‌عنوان یک هنر دلالت دارند، است. تئوری‌های کلاسیک فیلم چهارچوبی ساختاری در خصوص موضوعات کلاسیک تکنیک‌های داستان سرائی، دایجسیز، قوانین سینما، «تصویر»، دسته، فردیت و تالیف فراهم می‌آورد. اکثر تجزیه و تحلیل‌های جدید به مسائلی از قبیل روش تحلیل روانی تئوری فیلم، ساختارگرائی تئوری فیلم، تئوری زن‌سالاری فیلم و دیگر موارد مشابه توجه نشان داده‌اند.


نقد فیلم

نوشتار اصلی: نقد فیلم

تعریف نقادی فیلم عبارت‌اند از تحلیل و ارزیابی فیلم‌ها هست. به صورت کلی، این کارها را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود؛ نقادی فیلم توسط افراد صاحب‌نظر در رشته فیلم‌سازی و نقادی روزنامه‌ای که به صورت روزمره در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها دیده می‌شود.

منتقدین فیلم که برای روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی کار می‌کنند، به‌طور عمده بر روی فیلم‌های جدید نظر می‌دهند. آن‌ها به صورت عادی فقط یک‌بار فیلم مورد نظر را دیده و فقط یک یا دو روز وقت دارند تا نظر خود را ارائه نمایند. علی‌رغم این موضوع، منتقدین تأثیری عمده بر فیلم‌ها دارند به‌خصوص آن‌هائی که دارای یک نوع خاص هستند. فیلم‌های پر طرفدار اکشن، ترسناک. کمدی کمتر مورد قضاوت منتقدین قرار دارند. از سوی دیگر خلاصه طرح و شرح و بسط یک فیلم که موضوع اصلی مرور آن به حساب می‌آیند نیز تأثیر عمده‌ای بر انتخاب فیلم توسط بینندگان دارد. در فیلم‌های معتبر مانند درام، تحت تأثیر قرار دادن بیننده از اهداف اصلی و بسیار مهم محسوب می‌گردد. تحلیل‌های ضعیف، گاهی‌اوقات یک فیلم را تا درجه گمنامی و زیان مالی پیش می‌برند.

تأثیر نظرات یک منتقد بر روی نحوه عملکرد اکران یک فیلم مشخص محل بحث دارد. برخی ادعا می‌کنند که امروزه نحوه بازاریابی سینما به‌گونه‌ای گسترده و فشرده واز نظر مالی برنامه‌ریزی شده‌است که منتقدین توان تأثیرگذاری بر آن را ندارند. ولی به‌هرحال، مردودیت فاجعه بار برخی فیلم‌هائی که به نحو گسترده‌ای بر موفقیت آن‌ها سرمایه‌گذاری شده بود بر اثر نقادی تند آن‌ها و هم‌چنین موفقیت غیرقابل پیش‌بینی فیلم‌های مستقلی که نقد مثبت داشته‌اند، نشانگر این موضوع است که تأثیر نظرات منتقدین می‌تواند اثرات بسیار عمیقی داشته باشد. برخی دیگر اعتقاد دارند که نقد مثبت فیلم باعث ایجاد اشتیاق در بینندگان فیلم‌های کم شهرت بوده‌است. برعکس، فیلم‌های متعددی وجود داشته‌اند که شرکت‌های فیلم‌ساز به‌قدری به آن‌ها بی‌اعتماد بوده‌اند که به جهت جلوگیری از افت فروش، به منتقدین اجازه ارائه نظراتشان را نداده‌اند. به‌هرحال، این کار نتیجه منفی داشته و منتقدینی که نسبت به این تاکتیک حساس بوده‌اند، به جامعه هشدار داده‌اند که این فیلم ارزش دیدن را ندارد که در نتیجه این‌گونه فیلم‌ها اقبال چندانی نیافتند.

مسأله مورد مناقشه آن است که منتقدین روزنامه‌ای فیلم را می‌باید فقط مرورگر فیلم نامیده و منتقدین واقعی فیلم آن‌هائی هستند که به صورت آکادمیک به نقد فیلم می‌پردازند. این روش فکری را معمولاً به نام تئوری فیلم یا مطالعات فیلم می‌شناسند. تلاش اصلی منتقدین، فهم روش کارکرد فیلم و تکنیک‌های فیلم‌برداری و تأثیرات آن‌ها بر روی مردم است. نتیجه کارکرد منتقدین بیش از آن‌که در روزنامه‌ها به چاپ رسیده و یا در تلویزیون نمایش داده شود، در ژورنال‌های تخصصی و گاهی‌اوقات نیز در مجلات سطح بالای جامعه ارائه می‌گردند. هم‌چنین گاهی‌اوقات منتقدین با کالج‌ها و دانشگاه‌ها همکاری می‌نمایند.


صنعت تصاویر متحرک

نوشتار اصلی: صنعت فیلم

بلافاصله پس از ابداع صنعت پردازش، حرفه ساخت و نمایش تصاویر متحرک به‌عنوان منبع کسب درآمد مطرح گردید. پس از مشاهده نتیجه موقفیت‌آمیز ابتکار جدید خود و محصول خروجی آن در فرانسه، لومیرها اقدام به برگزاری تور دور قاره اروپا به منظور به نمایش‌گذاری خصوصی اولین فیلم‌های خود برای عوام و خواص جوامع نمودند. آن‌ها در هر کشور به‌طور عادی مناظری جدید از محلات را به آلبوم خود اضافه نموده و خیلی سریع طرف‌های تجاری در کشورهای مختلف اروپا پیدا نمودند تا خریدار وسایل و عکس‌های آن‌ها بوده و در امر صادرات، واردات و تجاری کردن محصولات صحنه‌ای یاور آنان باشند. درسال ۱۸۹۸ (میلادی)، نمایش احساس اوبرامرگوا اولین فیلم تجاری شد که تا آن زمان تولید گشته بود. به زودی فیلم‌های دیگر نیز ارائه گشتند تا صنعت فیلم به‌عنوان صنعتی نو و مستقل جهان واریته را تحت‌الشعاع قرار دهد. شرکت‌های اختصاصی جهت تولید و توزیع فیلم به وجود آمدند و این در حالی بود که بازیگران سینما از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار گشته و اجرت‌های سنگینی را برای بازی در فیلم‌ها طلب می‌نمودند. قبل از آن یعنی در سال ۱۹۱۷، چارلی چاپلین قراردادی برای حقوق سالیانه یک میلیون دلار منعقد نموده بود.

امروزه در ایالات متحده، عمده صنعت فیلم‌سازی در اطراف هالیوود متمرکز شده‌است. هم‌چنین مراکز محلی سینمایی در بسیاری از مناطق جهان به وجود آمده‌اند و به‌عنوان مثال صنعت فیلم سازی هندوستان (که مرکز آن در حوالی «بالی وود» قرار دارد) در سال بیش‌ترین تعداد فیلم در جهان را تولید می‌نمایند. این‌که اگر در سال ده هزار فیلم با خصوصیات مثبته توسط صنایع ولی فیلم‌های شهوت‌انگیز تولید شوند، نکته قابل مناقشه آنست که این فیلم‌ها بایستی تعیین صلاحیت گردند. اگر چه هزینه‌های تولید فیلم باعث هدایت تولیدات سینما به سمت تمرکز در تحت نظر استودیوهای سینمایی گردید، پیشرفت‌های جدید در مقرون به‌صرفه ساختن تجهیزات ساخت فیلم باعث شکوفائی تولیدات مستقل فیلم گشتند.

سود به‌عنوان یک عامل کلیدی در هر صنعتی مطرح است، با توجه به ماهیت هزینه‌بر و مخاطره‌آمیز فیلم‌سازی، برای ساخت بسیاری از فیلم‌ها نیاز به هزینه‌های بیش از حد دارد. یک مثال منفی این مورد فیلم واتر ورلد کوین کاستنر هست. با این حال، تلاش بسیاری از فیلم‌سازان به دنبال خلق آثاری است که از لحاظ اجتماعی مقبولیت پیدا نمایند. جایزه دانشگاهی (که به نام «اسکار» نیز شناخته می‌شود) مهم‌ترین جوایزی است که در ایالات متحده به فیلم‌های برتر اعطاء گشته و ظاهراً براساس شایستگی‌های هنری آن باعث شناسائی جهانی آن فیلم می‌گردد. هم‌چنین، فیلم‌ها به سرعت جای خود را در آموزش، به جا و در کنار صحبت‌ها و متون استاد باز نمودند.

مراحل فیلم‌سازی

تعداد و نوع کارکنان لازم جهت تهیه فیلم بستگی به ماهیت آن دارد. بسیاری از فیلم‌های حادثه‌ای هالیوود نیاز به صحنه‌سازی‌های کامپیوتری (سی. جی. آی) دارند که توسط یک دوجین عوامل قالب‌های سه بعدی، انیمیشن کارها، روتوسکوپ کارها و سازندگان تدارک می‌گردند. به‌هرحال، یک فیلم کم خرج مستقل توسط عوامل اصلی که معمولاً دستمزد کمی هم دارند قابل ساخت است. کار فیلم‌سازی در تمام نقاط دنیا با استفاده از فناوری‌ها، سبک‌های بازی و اقسام آن در حال انجام است. بودجه برخی از این فیلم‌ها بسیار زیاد و در حد تعهد دولتی است مانند نمونه‌هائی در چین و در مقابل برخی دیگر در حد فیلم‌سازی در سیستم استودیوی آمریکا هزینه‌بر هستند.

مراحل مرسوم فیلم‌سازی مراحل تولید در هالیوود شامل پنج مرحله اساسی است:

  1. ارتقاء
  2. مرحله قبل از تولید
  3. تولید
  4. مرحله بعد از تولید
  5. توزیع

مدت زمان لازم برای این مراحل معمولاً سه سال است. سال اول صرف مرحله «ارتقاء» است. در سال دوم مراحل «قبل از تولید» و «تولید» به انجام می‌رسند. سال سوم نیز به مراحل «بعد از تولید» و «توزیع» اختصاص می‌یابد.

عوامل فیلم

نوشتار اصلی: عوامل تولید فیلم

عوامل فیلم عبارت‌اند از گروهی از مردم که به منظور تولید یک فیلم یا پروژه تصویر متحرک توسط شرکت فیلم‌ساز استخدام می‌شوند. نظیر «پخش»، «بازیگران» که در جلوی دوربین ظاهر می‌شوند و افرادی که برای شخصیت‌های فیلم صداسازی می‌نمایند و...


ادامه مطلب

یکشنبه 8 خرداد 1390

تاریخچه فیلمسازی 1

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    


فیلم‌سازی مستقل

نوشتار اصلی: فیلم مستقل

فیلم‌سازی مستقل معمولاً در خارج از هالیوود و دیگر سیستم‌های استودیوئی انجام می‌شود. یک فیلم مستقل (یا فیلم هند و چین فیلمی است که در ابتدا بدون برنامه‌ریزی مالی و توزیع حمایت شده از سوی استودیوهای فیلم‌سازی عظیم ساخته می‌شود. خلاقیت، تجارت و دلایل تکنولوژیکی تماما از عوامل رشد فیلم‌های هند و چین در اواخر سده بیستم و اوایل سده ۲۱ به حساب می‌آیند.

از منظر خلاقیت، جلب حمایت استودیوها برای فیلم‌های آزمایشی بسیار دشوار است. وجود اجزای آزمایشی در موضوع و سبک از جمله مسائل ممنوعه استودیوهای بزرگ فیلم‌سازی هستند.

از لحاظ کاری، بودجه‌های سنگین استودیوهای فیلم‌سازی نیز آن‌ها را به سوی انتخاب‌های محافظه‌کارانه در مسائل مربوط به پخش و گزینش عوامل سوق می‌دهد. این مشکل با در نظر گرفتن مسائل مشارکتی شرکت‌ها نیز بیش‌تر تشدید می‌گردد. (مشارکت از ۱۰٪ در سال ۱۹۸۷ به حدود دو سوم فیلم‌ها در سال ۲۰۰۰ توسط شرکت برادران وارنر افزایش پیدا کرده‌است. یک مدیر تولید ناشناس تا زمانی که تجارب موفقی در فیلم‌سازی صنعتی یا تلویزیون نداشته باشد، تقریباً هیچگاه در استودیوها پذیرفته نمی‌شود. استودیوها هم‌چنین از هنرپیشگان غیرمعروف در فیلم‌های خود و به‌خصوص در نقش‌های کلیدی استفاده نمی‌نمایند.

تا زمان ابداع دیجیتال، هزینه‌های تجهیزات حرفه‌ای فیلم و نگاه‌داری آن‌ها نیز از جمله موانع اصلی در تولید، مدیریت، یا بازیگری در فیلم‌های استودیوهای سنتی به‌شمار می‌آمد. سرعت بالا رفتن هزینه‌های ساخت یک فیلم ۳۵ میلیمتری از نرخ تورم نیز افزون است. تنها در سال ۲۰۰۲ و بنا به گزارش "ورایته هزینه نگاتیو فیلم ۲۳٪ افزایش نشان داده‌است. فیلم‌ها هم‌چنین نیازمند صرف هزینه‌های سنگین روشنائی و تجهیزات مربوط به مرحله بعد از تولید هستند.

ابداع دوربین‌های مصرفی کمکوردر در سال ۱۹۸۵ و از آن مهم‌تر به بازار آمدن ویدیوی دیجیتال کیفیت بالا در اوایل دهه ۱۹۹۰، موانع تکنولوژیکی تولید فیلم را تا حد زیادی کاهش دادند. در این راستا هزینه‌های مراحل تولید و پس از تولید نیز به نحو شایسته‌ای کاهش یافتند؛ امروزه، تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مربوط به مرحله پس از تولید را می‌توان بر روی یک کامپیوتر شخصی نصب نمود. فناوری‌هائی مانند دی. وی. دی، اتصالات فایر وایر و سیستم غیرخطی ویرایش، هم‌چنین نرم‌افزارهای حرفه‌ای مانند ادوبی پریمیر پرو و فاینال کات پرو شرکت اپل وغیرحرفه‌ای مانند فاینال کات اکسپرس شرکت اپل و آی مووی، امر فیلم‌سازی را به صورتی کم هزینه میسر ساخته‌است.

از زمان معرفی فناوری دی وی، امر تولید بیش از پیش مردمی گشت.در حال حاضر فیلم‌سازان این امکان را دارند که کار فیلم‌برداری و ویرایش یک فیلم، تولید و وی/رایش صدا و موسیقی و میکس نهائی را بر روی یک کامپیوتر خانگی انجام دهند. به‌هر حال، در عین حالی که روش‌های تولید مردمی گشته‌اند، مسائلی مانند بودجه‌بندی، توزیع و بازاریابی هنوز مشکل و در قالب سیستم سنتی انجام می‌پذیرند. بسیاری از فیلم‌سازان مستقل برای جلب توجه عموم به فیلم خود و فروش آن بروی فستیوال‌ها حساب می‌کنند.




یکشنبه 8 خرداد 1390

تاریخچه فیلمسازی

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

فیلم اصطلاحی است که به‌طور عام شامل تصاویر متحرک و هم‌چنین زمینه می‌گردد. ریشهٔ این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی به‌طور تاریخی عنصر اساسی رسانه ضبط و پخش تصاویر متحرک به حساب می‌آمده‌است. تولید فیلم‌ها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا بوجود آوردن آن‌ها از طریق تکنیک‌های انیمیشن و یا جلوه‌های ویژه است. فیلم‌ها از مجموعه‌ای از قاب‌های انفرادی تشکیل شده‌اند که زمانی که به سرعت و پشت سرهم نمایش داده می‌شوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود می‌آورند. بر اثر پدیده‌ای به نام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از از بین رفتن آن در حفظ می‌کنند، چشمک‌های بین تصاویر، قابل رویت نیستند. هم‌چنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می‌گردد. این اثر روانی به نام حرکت بتا معروف است.

از نظر اکثر انسان‌ها، فیلم از انواع مهم هنر به‌شمار می‌آید. فیلم‌ها قابلیت سرگرم کردن، آموزش، روشنگری والهام بخشیدن به حضار را داراست. عوامل دیداری سینما نیاز به هیچ نوع ترجمه نداشته و قدرت ارتباطات جهانی را به یک محصول تصویر متحرک می‌بخشند. هر فیلم قابلیت جذب مخاطبان جهانی را دارد به‌خصوص اگر از تکنیک‌های دوبله و یا زیرنویس که گفتار را ترجمه می‌سازد، بهره جسته باشد. فیلم‌ها هم‌چنین محصولاتی هستند که توسط فرهنگ‌های مشخص تولید گشته و آن فرهنگ‌ها را منعکس و در برابر از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد.




شنبه 7 خرداد 1390

بعد از 6 ماه اومدیم

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

سلام ما اومدیم بعد از 6 ماه که نبودیم امیدوارم حال همتون خوب خوب باشه
از امروز با قدرت به کارم ادامه میدم همراه با دوست عزیز محسن منتظر نظراتتون هستم

گوشت کوب هنر ایران


شنبه 13 شهریور 1389

نقدی بر سینمای ایران

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    نوع مطلب :انتقاد در مورد سینما ی ایران ،

سینمای ایران سینمایی که به مرور زمان جای خودشو به سیاست سینمایی داده اگه بخوایم  در مورد سینمای ایران صحبت کنیم باید بگیم که سینما یا موسیقی فرقی نمیکنه هر دو در سالهای اخیر بالا و پایینای زیادی داشتن چون شما اگه بخوای یه فیلم بسازی که حتی یک ذره انتقاد داشته باشه یا پروانه نمیگیره یا مجوز من همیشه یک سوال رو از خودم میپرسم که هیچوقتم واسش جواب ندارم این که آیا کارگردانان امریکایی و اروپایی مثل ما مکانی به اسم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارند یا نه؟ جایی دارند که با فیلماشون مخالفت بشه ؟ اگه هست چرا صنعت فیلمسازی در این سرزمین ها این قدر رشد کرده ؟چرا همه نوع فیلمی با هر موضوعی به اکران در میاد؟

اگه بخوایم به آینده سینمایی این مرز و بوم نگاه کنبم باید بگیم که ما خیلی خیلی خیلی از هالیوود عقبیم نه بخاطر اینکه استعداد نداریم اتفاقا مملکت ما پر از استعداده ولی متاسفانه سرزمین ما جایی برای بروز این استعدادها نیست .

ما فیلم های زیادی رو داشتیم که یا بخاطر نداشتن منابع مالی پروژه فیلمشون تعطیل شده که خیلی هستن ویا بخاطر نگرفتن نوبت اکران این فیلم ها تباه و از بین رفتن .

که نمونه اصلی این موضوع فیلم (علی سنتوری) که با نگرفتن نوبت اکران و موانعی که برای گرفتن مجوز داشت تباه شد به حالتی که بعد از 4 سال و بعد از نابود شدن این فیلم توسط مسولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این به صورت 3 سی دی و بعد از این که همه ی مردم ایران آن را دیده بودند این فیلم به نمایش خانگی درآمد که واقعا جای تاسف داره این برخورد با فیلم سازان اصلی این کشور و فیلم های به یاد ماندنی .

امیدواریم که حداقل به تلاش های یک گروه سینمایی که با زحمت فراوان یک فیلم رو میسازن دقت بشه نه این که کاری کنیم که همه ی هنرمندان ما یکی پس از دیگری از این سرزمین که سرزمین مادری ما هست خارج بشن.

با تشکر

وبلاگ گوشت کوب هنر ایران 


چهارشنبه 10 شهریور 1389

آشنایی با ساز دف

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

دف

پرونده:Daf-isfahan.jpg

دف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است.

این ساز شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن است. چنانکه از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند.

در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می‌شد خمک یا خمبک می‌گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک یا خمبک می‌گفتند.

دف‌هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می‌کردند و می‌نواختند. زنگهای دف را جلاجل می‌گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می‌نواختند جلاجل زن می‌گفتند.

در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.

دف را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دف زنگی می‌گویند.

پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و قصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند. از نوازندگان صاحب سبک آن می‌توان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است و استاد حبیبی با ابداع شیوه مدرنی در نوازندگی این ساز آن را بصورت کاملا اصولی و تکنیکی مانند دیگر سازها در آورده است.


نوازندگان دف : بیژن کامکار، مسعود حبیبی، احمد خاک طینت، پژمان حدادی، حافظ ناظری ، سیاوش ناظری و ....

 

گوشت کوب هنر ایران


سه شنبه 9 شهریور 1389

جشن خانه سینما /بهترین کیست؟

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

 

طبق اعلام روابط عمومی چهاردهمین جشن سینمای ایران، سه فیلم "درباره الی" به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی ،"طلا و مس" به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی و "عصر روز دهم" به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، دارای شرایط احراز دریافت تندیس شایستگی جشن سینمای ایران شده‌اند. مطابق (تبصره2 ازماده 2) آئین نامه مقررات چهاردهمین جشن سینمای ایران نامزدهای بهترین فیلم باید دست کم در چهار رشته نامزد شده باشند و الزاماً یکی از رشته‌های آنها فیلم‌نامه‌نویسی یا کارگردانی و یا بازیگری باشد.


سه شنبه 9 شهریور 1389

آغازی دوباره ی یک وبلاگ/ حرف وبلاگ نویس

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

سلام به همه امیدوارم همیشه خوب و خوش باشید

ما که نه خوبیم نه خوش

من 1 سالی میشه که نتونیستم مطلب جدید رو وب بذارم که اونم یه دلایل خاصی داره که نمیشه گفت.

به هر حال بعد از این مدت اومدم که حسابی غوغا کنم دیگه .

از دوستانی که لطف میکنن میان وبلاگ رو میبینن میخوام که در هر موردی یا مطلبی میخوان که

براشون بذارم  از طریق نظرات بگن که حتما براشون انجام بدم

خوشحالم که دوباره میتونم باهاتون باشم

ممنون منتظر نظراتتون هستم

 

گوشت کوب هنر ایران


یکشنبه 22 شهریور 1388

تاریخچه کمانچه

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

کمانچه

 

از اواسط دوره ناصری در عهد قاجار بود که با آمدن ویلن به ایران و آشنایی هنرمندان ایرانی با این ساز, به تدریج جایگاه کمانچه در بین اساتید, کم رنگ شد.
اکثر کمانچه نوازان به سوی ویلن رفتند و جالب این که ابتدا آن را نیز به شیوه کمانچه می نواختند و به دلایلی از جمله اینکه, ویلن سازی غربی بود و صدای نسبتا واضح تری در مقایسه با کمانچه داشت (به قول روح الله خالقی «صدای تودماغی» کمانچه), کم کم در موسیقی ایرانی رواج پیدا کرد.
کمانچه, این ساز اصیل ایرانی, رو به نابودی بود. تا اینکه اصغر بهاری به پیشنهاد استاد خالقی, کمانچه نوازی را گسترش و آن را دوباره احیا نمود تا جایی که نسل امروز کمانچه نوازان ما, همگی خود را مدیون وی و فعالیتهایش می دانند.
 
 
 
 

کمانچه, سازی است شهری و جزو گروه سازهای زهی - آرشه ای محسوب می شود. این ساز ظاهری بسیار زیبا دارد که دارای ۴ قسمت اصلی است:
۱) کاسه
۲) دسته
۳) پایه
۴) کمان.

● نوازندگی کمانچه
کاسه آن تقریبا کروی شکل است که قسمتی از آن برداشته شده و روی آن پوست کشیده می شود. روی پوست, خرک کوچکی شبیه به خرک تار و سه تار ولی نه کاملا عمود بر سیم ها, قرار گرفته. دسته کمانچه, تو پر بوده که به طور نامحسوس با شکل مخروط وارونه درست شده و فاقد دستان (پرده) است. طول دسته ۳۱ تا ۳۸ سانتی متر, با قطر ۳ الی ۵/۴ سانتی متر است.
 
 
 

برای کاسه کمانچه که به صورت چند تکه تَرَکی و یک تکه است, از یکی از چوب های افرا, توت, جوز هندی و یا گردو و با پوست بره تودلی و یا شکمبه گوسفند و برای آرشه آن نیز, از چوب درخت خیزران یا چوب عناب یا گردو به همراه موی اسب, استفاده می شود. قطر دهانه کاسه ۵/۹ تا ۱۰ سانتی متر, عمق آن ۱۲ سانتی متر و ضخامتش بین ۵ تا ۷ میلی متر است.

در قسمت پایین کمانچه, معمولا پایه نسبتا بلندی (به طول ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر) نصب می کنند که نوازنده, این پایه را برای سهولت درنوازندگی, بر رو یا بین پاهای خود قرار می دهد. طول کمانچه بدون این پایه فلزی, ۶۵ سانتی متر است. قسمت بالای دسته, از چوب درخت گردو و در ناحیه انگشت گذاری, از چوب فوفل است و با استخوان, شاخ و یا صدف تزیین می شود.

کمانچه در قدیم ۳ سیم داست (می - لا - ر) و به احتمال زیاد بعد از ورود ویلن به ایران, سیم چهارم نیز به آن افزوده شد. کوک و فاصله صدایی این سیمها با یکدیگر, در دستگاههای مختلف, تغییر می کند ولی معمولترین کوک آن بدین صورت است که سیمهای اول و دوم نسبت به یکدیگر, فاصله چهارم یا پنجم داشته و سیم سوم, یک اکتاو بم تر از سیم اول و سیم چهارم, یک اکتاو بم تر از سیم دوم است. سیمهای کمانچه در قدیم, از جنس ابریشم تابیده شده بود ولی بعدها سیمهای فلزی, ماندولین و همینطور سیمهای ویلن, جای آن را گرفت.

کمانچه نواز در حین اجرا, ساز را در حول محوری که پایه باشد, می چرخاند و همین عمل, تماس آرشه را با سیمها آسانتر می کند. نوازنده, معمولا ساز را با دست چپ خود گرفته و با انگشتان همان دست, روی سیمهایی که در طول دسته قرار دارند را مالش می دهد و آرشه را که با دست راست خود گرفته, به سیمها تماس می دهد.

بسیاری از صدادهی کم و خش دار کمانچه انتقاد می کنند (البته امروزه, دیگر این مشکل کمانچه تا حدودی رفع شده است) ولی در واقع باید اذعان داشت که کمانچه یکی از خوش صدا ترین و دلنشین ترین سازهای ایرانی است. این ساز, تمام فواصل کروماتیک موسیقی ایرانی را دارا می باشد و به همین دلیل علاوه بر تکنوازی, نقش همنوازی را نیز در گروههای کوچک و بزرگ به خوبی می تواند ایفا کند.

مهمترین کمانچه نوازان از گذشته تا به حال عبارتند از: باقر خان رامشگر, حسین خان اسماعیل زاده, حسین یاحقی, اصغر بهاری, رحمت الله بدیعی, کامران داروغه, داوود گنجه ای, علی اکبر شکارچی, کیهان کلهر, سعید فرج پوری
 
 
با تشکر
 
 
وبلاگ گوشت کوب هنر ایران


سه شنبه 10 شهریور 1388

«نوازندگان معروف سه‌تار اهل ایران»

   نوشته شده توسط: آرش هاشمی    

علی تجویدی:(۱۵ آبان ۱۲۹۸ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۴) نوازنده ویلون و سه‌تار، آهنگساز، پژوهشگر و مؤلف ایرانی بود

زندگینامه:علی تجویدی در سال ۱۲۹۸ در تهران زاده شد. آموختن موسیقی را از کودکی نزد پدرش هادی‌خان تجویدی که در نقاشی از شاگردان طراز اول کمال‌الملک و در موسیقی از شاگردان مستعد درویش خان بود آغازکرد. پس از مدتی نزد ظهیرالدینی به فراگیری فلوت پرداخت. از ۱۶ سالگی نزد حسین یاحقی به آموزش ویلن پرداخت و پس از دو سال به محضر درس استاد ابوالحسن صبا راه یافت و به مدت هشت سال در مکتب این استاد بی‌نظیر، به فراگیری ویلن و سه‌تار پرداخت. در ضمن مدتی نیز در کلاس درس چند ویولنیست کلاسیک با شیوه نوازندگی غربی آشنایی یافت. پس از آن با راهنمایی استاد صبا، به محفل هنری زنده یاد محمد ایرانی مجرد راه یافت و با بسیاری از هنرمندان بزرگ آشنا شد و از خرمن هنر اساتید گرانقدری چون محمد ایرانی مجرد، اسماعیل قهرمانی، سید حسین طاهرزاده و رکن‌الدین خان مختاری که به آن محفل آمد و شد داشتند، بهره برد. او استاد هنرمندانی چون هایده و حمیرا نیز بوده‌است.

...............................

کیوان ساکت(متولد۱۳۴۰). نوازندهٔ ایرانی تار و سه‌تار و آهنگساز است. از دلایل شهرت او سرعت بالای نوازندگی است.

پرونده:Keyvan Saket.jpg

زندگینامه:کیوان ساکت متولد 1340 در خانواده ای فرهنگی در شهرستان مشهد از همان کودکی با تشویق مادر و پدر خویش به موسیقی و نقاشی پرداخت و در نقاشی شاگردی اساتیدی همچون استاد صادق لپد در طراحی – استاد پیراسته در رنگ و روغن و استر دوّ لّو در آبرنگ را پذیرفت و اولین درسهای موسیقی را از دائی خویش منوچهر زمانیان در کار گاه موسیقی کودکان و نوجوانان که در آن زمان از سوی صداو سیمای وقت به مدیریت مرتضی دشب در مشهد تاسیس شده بود، فرا گرفت. پس از مدت کوتاهی معلم وی منوچهریان به دلیل ادامه تحصیل از مشهد رفت و مدتی کلاس بدون معلم بود تا اینکه همشهری و دوست دائی وی آقای حمید متبسم که در آن زمان در دانشسرای هنر تهران موسیقی تحصیل می کرد در یک تابستان برای بازدید خانواده به مشهد آمد و همزمان در کارگاه موسیقی به تدریس مشغول شد و حدود 2 تابستان پیاپی تا پیش از انقلاب معلم آنجا بود. با پیروزی انقلاب متبسم به مشهد نقل مکان کرد و دوستی وی با ساکت عمیق و صمیمی شد ولی پس از چند مدت وی دوباره به تهران و سپس به خارج از کشور مهاجرت کرد و از آن زمان پس ساکت تار را نزد خویش فرا گرفت و دراین میان چند ملاقاتهای کوتاهی با اساتید آن زمان نظیر محمد رضا لطفی و حسین علیزاده و هوشنگ ظریف داشت . در سال 1369 به دعوت هنرمند گرامی پرویز مشکایتان به عنوان مسئول به گروه عارف دعوت شد و حاصل این همکاری آثاری است نظیر – افشاری مرکب و افق مهر و وطن من با صدای ایرج بسطامی و مقام صبر با صدای علیرضا افتخاری . و کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از ایران . وی در سال 1357 گروه وزیری را تاسیس کرد و از آن زمان تاکنون آثارزیادی را با این گروه در داخل و خارج از کشور اجرا کرده است.

.......

حمید متبسم:آهنگساز و نوازنده معاصر تار و سه‌تار و بنیان گذار گروه دستان است. وی که در هلند اقامت دارد از نوازندگان و آهنگ‌سازان حال حاضر کشور می‌باشد که به همراه گروه دستان در طرح‌ریزی و اجرای موسیقی سازی همگام با موسیقی آوازی نقشی به سزا داشته است

پرونده:Motebassem-Setar.jpg

زندگینامه:حمید متبسم زاده ۲۴ مرداد سال ۱۳۳۷ شمسی، ۱۵ آگوست ۱۹۵۸ میلادی در شهر مشهد می‌باشد. وی در اوان کودکی آموزش تار را نزد پدرش علی متبسم آغاز کرد و سپس از اساتید بزرگ زمان خویش نظیر حبیب‌الله صالحی، زید‌الله طلوعی، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده بهره جست. وی به طور مداوم با کانون چاووش و گروه عارف همکاری داشت و پس از مهاجرت به آلمان گروه موسیقی دستان و چکاوک را به همراه دیگر هنرمندان راه‌اندازی کرد. از دیگر فعالیت های وی تأسیس انجمن تار و سه‌تار، برگزاری سمینارهای موسیقی سالانه و تشکیل گروه مضراب (از هنرجویان ) و پردیس (ارکستر بین الملل)است.

 

 

..........

قشنگ کامکار:موسیقی‌دان ایرانی و از اعضای گروه کامکارها است. موسیقی این گروه در سبک موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی سنتی منطقه کردستان ایران است.

او در سال ۱۳۳۲ در سنندج زاده شد و نوازندگی ویلن و سه‌تار و خوانندگی را آموخت.

قشنگ کامکار علاوه بر شرکت در اجراهای گروه کامکاران، به همراه سیما بینا کنسرت‌هایی ویژه بانوان در خارج از ایران اجرا کرده‌است.

 

با تشکر

وبلاگ گوشت کوب هنر ایران

با نظر دادن ما را یاری کنید.


سه ‌تار

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

پرونده:Setar.jpg

تاریخچه

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده است.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

وجه تسمیه

کلمات سه‌تار (ستار)،گیتار، ختار (نام آرامی یا آسوری ساز) همه می‌توانند از یک ریشه باشند. لذا تعبیر ستار به ترکیب سه و تار چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. عامل دیگری که این فرضیه را تقویّت می‌کند طرز تلفظ آن در هند به صورت sitar می‌باشد. معمولاً کسره فارسی در هند و افغانستان به صورت I کوتاه تلفظ می‌شود. با توجّه به شباهت عدد چهار در فارسی، quatro در لاتین، четыре در روسی و چاتور در هندی (همه به معنی چهار) با نام سازهای سیمی مختلف مانند ستار، سیتار، خیتار، و گیتار (نام سازهای سیمی مختلف) می‌توان فرض کرد که از روز اوّل این ساز سیمی چهار تار داشته و به همین لحاظ ستار نامیده می‌شده است. این فرض که نام گیتار و ستار ریشه تاریخی مشترک داشته باشند چندان دور از واقع به نظر نمی‌رسد. حالا باید دید در کدام زبان هندواروپائی چهار را به صورت ستار یا احتمالاً تستار(توجّه هموطنان ترک و اصفهانی "چ" را به شکل "تس" تلفظ می‌کنند) تلفظ می‌کرده اند. البتّه این احتمال هم هست که ستار حاصل تغییر چتار یا چیزی مانند آن با گذشت زمان باشد.

نکتۀ دیگری که ما میگوئیم ستار از خانواده سازهای های زهی است و نمیگوئیم از خانواده سازهای تاری نشان می‌دهد که ایرانیان اوّلیه از کلمه تار به معنی سیم سازهای زهی استفاده نمی‌کرده، بلکه لغت زه به این منظور استفاده می‌شده است. و چه بسا که در مقطعی از تکامل زبان فارسی قسمت دوّم نام سه تار، و بر اثر یک اشتباه تاریخی، به جای زه برای نامیدن سیمهای مرتعش جایگزین شده و رواج پیدا کرده اند. تار یا تان (که فعل تنیدن هم از آن مشتق می‌شود) همواره در نقطه مقابل پود به کار می‌رود و در مثالهای فرهنگ دهخدا و سایر لغت نامه‌ها همواره تار و پود با هم آمده یا اشاره به تار به مفهوم مقابل پود است. ریشۀ "تان" به معنی کشیده شده می‌باشد.

در مورد تاریخچه نام گیتار در نسخۀ انگلیسی این دائرةالمعاف میخوانیم:

لغت فعلی گیتار گرفته شده از لغت اسپانیائیِ guitarra، مأخوذ از لغت لاتین cithara، به نوبۀ خود مأخوذ از لغت kithara یونانی، و محتملاً مأخوذ از sihtar فارسی است.

در مورد فقه لغت منشاء نام ساز سی تار هندی نیز در نسخۀ انگلیسی این دائرةالمعاف میخوانیم:

در زبان فارسی کلمه سی تار و سه تار به صورت تحت الّفظی به معنی ۳۰ زه و ۳ زه می‌باشند. امّا این اسامی گمراه کننده می‌باشند. چرا که نام گیتار به نظر می‌رسد از نمونه رایج سازی مشابه که در هند و آسیای میانه نواخته می‌شده مشتق شده باشد.

که اشاره‌ای به این موضوع است که نامهای سه تار، سی تار و گیتار باید از یک ریشه باشند و اینکه به سادگی آن را ترکیب سه و تار بدانیم چندان منطقی به نظر نمی‌رسد و جای تأمّل دارد. همین که پاره‌ای ایدۀ این تغییر را به ۲۵۰ سال قبل و پاره‌ای به ابوعلی سینا نسبت می‌دهند نشان دهنده وجود یک فرضیه و سعی در یافتن زمان وقوع آن می‌باشد.

البتّه این امکان هم وجود دارد که ستار به کل معنی و ریشۀ متفاوتی داشته باشد ولی آن را به دارندۀ سه عدد تار تعبیر کردن هم چندان صحیح به نظر نمی‌رسد.

اجزا

این ساز از بخش‌های زیر تشکیل شده:

  • سیم‌ها:
    • سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
    • سیم دوم یا سیم زرد از برنز
    • سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است
    • سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
  • کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچک‌تر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.
  • صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.
  • دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.
  • سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده می‌شود.
  • گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک می‌شود.

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، آثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور می‌شد کاملاً متفاوت است.

نوازندگان سه‌تار

  • نوازندگان پیشین:

میرزا عبدالله، درویش خان، ، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی، ، داریوش صفوت

  • نوازندگان کنونی:

جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، عطا جنگوک، داریوش طلایی، کیوان ساکت، مسعود شعاری، حمید متبسم،کیهان کلهر، محمد فیروزی،کیا طبسیان،امیرحسین پورجوادی، قشنگ کامکار،

با تشکر

وبلاگ گوشت کوب هنر ایران

 


تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4